شعری در سوگ استاد پایور و استاد مشکاتیان

در سوگ از دست دادن دو استاد عزیز موسیقی ایران زمین، شعری گفتم که تقدیم می کنم به زنده یاد استاد فرامرز پایور و استاد پرویز مشکاتیان و همه رهروان راه موسیقی


بنال ای ساز غمگین نغمه سر کن
ز داغ هجر یاران گریه سرکن
هلا! سنتور، وقت نالیدن توست
کنون هنگام بی سامانی توست
بخوان گرچه صدایت غرق بغض است
بخوان گرچه فلک پشتت شکسته است
به یاد پایور، رب النوع سنتور
بزن راز و نیاز، در مایه شور
ز راز دل برایم گفتگو کن
ز جور شهرآشوبش ، مویه سر کن
بزن از پرده عشاق رمزی
بگو از داستان مجنون و لیلی
حکایت سر کن از مضراب پرویز
به پای دود عودش اشکها ریز
کجا شد خالق دستان و بیداد
ز بیداد زمان، فریاد ، فریاد
مگر از قاصدک چیزی شنید او؟
که سر بر آستان جان نهاد او
بیا ای ساز غمگین گریه سر کن
"همه غمهای عالم را خبر کن"

  • (کلماتی که در شعر بصورت ضخیم نشون داده شده نام آثار خود این دو بزرگوار می باشد)
    • محسن دانشمند - آذرماه 1388